تبلیغات
عاشقانه - خیال بود

عاشقانه

خیال بود
خورشید رفت و گرمی اش تنها خیال بود
آن بی کرانه _آبی دریا_ خیال بود
باران گرفت و لحظه ی رستن دوباره شد
تابید نور زندگی اما خیال بود
مرغی شدیم و تا شب آیینه پر زدیم
ما بی خیال رفته و آنجا خیال بود
ای کودکان گم شده در نیل خاطرات
فرعون دوباره آمده موسی خیال بود
از یاد رفته ناممان در شهر آرزو
یا خواب بود قصه ی ما یا خیال بود
در گیر و دار زندگی مردیم عاقبت
امروزمان تباهی و فردا خیال بود



[ یکشنبه 12 شهریور 1391 ] [ 17:21 ] [ ] [ نظرات() ]