تبلیغات
عاشقانه - یکی بود یکی نبود

عاشقانه

یکی بود یکی نبود
می خواهم برایت قصه بگویم
پلک روی هم می گذاری
لب های من سکوت را می شکند و صدایم در ذهن تاریک اتاق ترک بر میدارد
به چشم هایم نگاه می کنی
بی اجازه پلک میزنی...
و من می گویم یکی بود و یکی نبود
و این یعنی
یکی بود و یکی نبود وقتی من بودم و تو تنها خیالت بود...



[ یکشنبه 12 شهریور 1391 ] [ 17:17 ] [ ] [ نظرات() ]