تبلیغات
عاشقانه - مرا بازیچه ی خود ساخت....

عاشقانه

مرا بازیچه ی خود ساخت....

مرا بازیچه ی خود ساخت چون موسی که دریا را

فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسی را

نسیم مست وقتی بوی گل میداد حس کردم

که این دیوانه پرپر میکند یک روز گل ها را

خیانت قصه ی تلخی ست اما از که می نالم؟

خودم پرورده بودم در حواریون یهودا را

خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست

چه آسان ننگ میخوانند نیرنگ زلیخا را

کسی را تاب دیدار سر زلف پریشان نیست

چرا آشفته میخواهی خدایا خاطر ما را

نمی دانم چه افسونی گریبان گیر مجنون است

که وحشی میکند چشمانش آهوهای صحرا را

چه خواهد کرد با ما عشق؟ پرسیدیم و خندیدی

فقط با پاسخت پیچیده تر کردی معما را



[ سه شنبه 21 خرداد 1392 ] [ 15:11 ] [ ] [ نظرات() ]