تبلیغات
عاشقانه - پر زدی

عاشقانه

پر زدی
ناگاه شب رسید و تو در باد پر زدی
راه مرا نخوانده و راهی دگر زدی
یادم نرفته است، در انبوه اشتیاق
دستی به روی شانه ی من،مختصر زدی
تو اتفاق قطعی چشم منی که باز
در آسمان خاطره ام بال و پر زدی
کمتر کسی به نام تو تردید می کند
ای بیشتر که بر جگرم نیشتر زدی
خاموش می شوی و فراموش می شوی
ای آتشی که یک سره در خشک و تر زدی
تکلیف التهاب تو هم نامشخص است
گاهی به چهره گل زده، گاهی به سر زدی
پایی به همسرایی خورشید رانده ای
دستی به گیسوان شب بی خبر زدی
با این همه تو لازمه ی دیدن منی
یعنی همان که پنجره ای در سحر زدی


[ چهارشنبه 26 مهر 1391 ] [ 15:58 ] [ ] [ نظرات() ]