تبلیغات
عاشقانه - ایستگاه

عاشقانه

ایستگاه
آقا بلند شو! بله،این راه آهن است
...از خواب می پرد و نگاهش به آن زن است
پا در رکاب صندلی خسته سکوت
فریاد می زند به نگاهی که الکن است
یعنی مسافر شب دی ماه قرن پیش
آن خوب،آنکه پاره ای از حسرت من است
با آن بلیط کهنه که در چشم های اوست
تعبیر این هزاره تاریک و روشن است
زن در خجالت شب آن ایستگاه خیس
با آنکه خط ممتد راهش مبرهن است
در ازدحام جاری تن های کاغذی
گم می شود میان نگاهی که الکن است
...حالا قطار خواب مرا سوت می کشد
این ایستگاه چندم تنهایی من است...؟!



[ دوشنبه 13 شهریور 1391 ] [ 17:38 ] [ ] [ نظرات() ]