تبلیغات
عاشقانه - امشب...

عاشقانه

امشب...
صدایم می کند از دور یک ساحل نشین امشب
و من گم می شوم در حرف های او همین امشب
چگونه با حضور بادها آرام بنشینم
تمام رنج هایم مانده بر دوش زمین امشب
اگرچه آتش تردید مانده در صدای من
ببخشایم اگر صد فرسنگ دورم از یقین امشب
حضورت سایه هایم را تمام لحظه هایم را
به آتش می کشد با واژه های آتشین امشب
تمام آسمان در چشم هایت جا گرفت انگار
چو آهسته می آیی از جاده سوار آخرین امشب
مهیا می شوم می ایستم در پیش چشمانت
بیا ای خوب من این لحظه هایم را ببین امشب
چه زیبا می شوی وقتی که می خندی برای من
و من گم می شوم در خنده های تو همین امشب



[ دوشنبه 13 شهریور 1391 ] [ 16:49 ] [ ] [ نظرات() ]