تبلیغات
عاشقانه - رود خوش خیال

عاشقانه

رود خوش خیال
صدا
صدای دریا بود
رود با خروش بیشتری دوید
چشم هایش را بست
تا در آغوش دریا باز کند
از قله کوه تا آنجا
روی سنگ ها و ماسه ها
روز و شب
پا برهنه دویده بود
تا سروقت به دریا برسد
خوب میدانست دریا چشم به راه اوست
ناگهان نه جوشی
نه خروشی
لبخند رود خشکید
کاش چشم هایش را نمی گشود
آغوش دریا پر از رود بود!



[ یکشنبه 12 شهریور 1391 ] [ 18:09 ] [ ] [ نظرات() ]